۲۰۱۱/۲/۷

سطوح مختلف گوش كردن به موسيقي

قطعات موسيقي را در يك تقسيم بندي ابتدايي مي‌توان به دو دسته تقسيم نمود:
سازي و آوازي
كه قطعات آوازي نيز به دو دسته تقسيم مي‌شوند :
با كلام و بي كلام
در شنيدن موسيقي آوازي با كلام توجه شنونده معمولا معطوف به كلمات و شعر مي‌شود. به همين دليل در اين مقاله مقصود قطعاتي است كه بدون كلام مي‌باشند.

شنيدن يك قطعه موسيقي داراي سه سطح است:
1. حس
2. شناخت
3. درك

1. حس
در سطح اول فرد فقط از حس شنوايي استفاده كرده و به موسيقي گوش مي‌دهد و اثري سطحي آني از آن برداشت مي‌كند ، بدون در نظر گرفتن حتي احساس قطعه و معمولا بعد از شنيدن حتي ملودي آن را هم به خاطر نمي‌آوريم و بيشتر ارتباط ما ريتم است. مثل گوش كردن به موسيقي در حال انجام كار

2.شناخت
در اين مرحله حس زيبايي شناسي نيز به حس شنوايي مي‌پيوندد و توجه ما بيشتر به موسيقي جلب شده و لذت بيشتري مي‌بريم و متمركز به ملودي موسيقي گوش فرا مي‌دهيم بدون در نظر گرفتن نكات فني مانند فرم، بافت، اركستراسيون و... معمولا در حين انجام كار نمي‌توان به اين طريق موسيقي را گوش كرد و پس از اتمام معمولا ملودي و احساس آن مدتي باما خواهد بود و مي‌توانيم قسمت‌هايي از آن را زمزمه كنيم و به خاطر بياوريم.

3.درك
در اين مرحله به تمام زواياي قطعه توجه مي‌شود، مثلا آهنگساز اين قطعه كيست، در چه سالي و درچه موقعيتي تصنيف گشته، ارتباط اسم قطعه با آن و احساس آن، دست يابي به پارتيتور جهت بررسي دقيق تر ملودي ، هارموني و اركستراسيون و در مرحله بعدي توجه به نكات ظريف‌تر مانند : بافت، فرم آهنگسازي و مواردي اين چنين.

سامان خليلي

۲۰۱۰/۱۱/۱۳

چرا هیچ کس دوست ندارد بند دوم مرغ سحر را بخواند؟

مرغ سحر نیازی به معرفی ندارد. سروده ای از محمدتقی بهار در دوران مشروطه که پس از آغاز حکومت رضا شاه به صورت ترانه اجرا شد. آهنگ این اثر، از مرتضی نی داوود، فوق العاده زیباست. آهنگ باو جود گیرایی زیر و بالای چندانی ندارد بنابراین حتی کسانی که با خوانندگی آشنایی ندارند می توانند آن را به راحتی بخوانند. اکثر خوانندگان نامی نیز اجرایی از مرغ سحر را به نام خود ثبت کرده اند که می توان به ملوک ضرابی، قمرالملوک وزیری، نادر گلچین، هنگامه اخوان، محمدرضا شجریان و نیز اجراهای متفاوتی از فرهاد، همای و محسن نامجو اشاره کرد:

آنچه تا کنون به عنوان مرغ سحر شنیده ایم عبارت است از بند اول این شعر
مرغ سحر ناله سرکن، داغ مرا تازه تر کن
ز آه شرر بار این قفس را بَر شِکَنُ و زیر و زِبَر کن
بلبل پَر بسته ز کنج قفس درآ، نغمهٔ آزادی نوع بشر سرا
وَز نفسی عرصهٔ این خاک تیره را. پر شرر کن
ظلم ظالم، جور صیاد آشیانم داده بر باد
ای خدا، ای فـلک، ای طبیعت، شام تاریک ما را سحر کن
نوبهار است، گل به بار است، ابر چشمم، ژاله‌بار است
این قفس، چون دلم، تنگ و تار است
شعله فکن در قفس ای آه آتشین
دست طبیعت گل عمر مرا مچین
جانب عاشق نِگَه‌ ای تازه گل از این، بیشتر کن
مرغ بیدل شرح هجران مختصر٬ مختصر کن

اما شاید خیلی ها ندانند که این فقط نیمی از مرغ سحر است و این شعر بند دومی دارد که تقریبا هیچ خواننده ای تمایلی به خواندن آن ندارد
بند دوم می گوید :

عمر حقیقت به سر شد، عهد و وفا بی اثر شد
ناله عاشق، ناز معشوق، هر دو دروغ و بی ثمر شد
راستی و مهر و محبت فسانه شد
قول و شرافت همگی از میانه شد
از پی دزدی، وطن و دین بهانه شد
دیده تر کن
جور مالک، ظلم ارباب، زارع از غم گشته بی تاب
ساغر اغنیا پر می‌ناب، جام ما پر ز خون جگر شد
ای دل تنگ ناله سر کن، از مساوات صرف نظر کن
ساقی گلچهره بده آب آتشین، پردهٔ دلکش بزن ای یار دلنشین
ناله بر آر از قفس ای بلبل حزین
کز غم تو، سینه من، پر شرر شد، پر شرر شد

اما چرا کسی این بند را دوست ندارد؟

بند اول شعری انقلابی است که به دستگاه ظلم می تازد، از زندانی و در قفس بودن آزادی خواهان گله می کند، آرزوی پایان شب تار ملت را دارد و مردم را به قیام و انقلاب جهت پایان دادن به ظلم و شکستن قفس فرا می خواند
اما بند دوم شعری اجتماعی است. شاعر در این بند از رواج دروغ، منسوخ شدن حقیقت طلبی، از بین رفتن عشق واقعی میان عاشق و معشوق و گم شدن مهر و محبت و شرافت گله می کند و از کسانی می نالد که وطن و دین را بهانه ای برای دزدی کرده اند. اینان چه کسانی هستند؟ تنها حاکمان یا تمامی مردم؟ فضای حاکم بر این بخش از شعر به مورد دوم اشاره دارد. همچنین زمانی که شعر از جور مالک و ارباب شکایت می کند اغنیا را به عنوان طبقه ای از جامعه به باد نقد می گیرد نه به عنوان بخشی از وابستگان دولت
در بند اول پیشنهاد شعله فکندن در قفس که همانا براندازی حکومت ظالم است مطرح می شود اما در مورد بند دوم شاعر هیچ راه حلی نمی یابد و در نهایت بلبل را فقط به بر آوردن ناله های حزین از دورن این قفس خود ساخته فرا می خواند .
مردم ما همیشه دوست داشته اند که ریشه مشکلات را در حکومت بشناسند و خود را از هر گونه اشکالی مبرا بدانند از این روی خوانندگان همان بخشی از مرغ سحر را خوانده اند و می خوانند که مورد پسند عامه مردم است. جالب این جاست که برخی بی توجهی به بند دوم را به دلیل سیاسی بودن آن دانسته اند که چنین دیدگاهی موجب شگفتی است.
ما تا به حال بارها به دستور بند اول عمل کرده ایم و قفس را آتش زده ایم اما پس از فرو نشستن شعله خود را در قفسی جدید یافته ایم. ای کاش یک بار هم که شده بند دوم را بخوانیم و همت کنیم بر اساس آن ارزش های انسانی را در جامعه ایرانی احیا نماییم .
نويسنده : ناشناس

۲۰۱۰/۶/۴

وسيله‌اي مفيد براي تقويت عضلات دست


در نوازندگي گيتار مهم‌ترين عامل پيشرفت، تمرينات مستمر و سيستماتيك است، كه زمان بسياري صرف مي‌گردد تا عضلات انگشت تقويت گردد و به حالت ايده‌ال برسند.
تمرين عضلات به دو دسته كلي تقسيم مي‌شود تمرينات استاتيك (ايستا) كه عضلات محدوده حركتي نداشته و فقط فشار وارد مي‌كنند و نوع دوم تمرينات ديناميك (پويا) مي‌باشد كه از حركت كامل عضله جهت تقويت آن استفاده مي‌گردد.
در تمرينات گيتار حركت عضلات تقريبا استاتيك(ايستا) مي‌باشد زيرا محدوده حركتي محدودي دارد و فقط به سيم فشار وارد مي‌كند. يكي از روش‌هاي به روز تمرينات گيتار استفاده از وسايلي است كه جهت تمرينات ديناميك (پويا) براي تقويت عضلات انگشت ساخته مي‌شوند.كه نمونه جديد آن وري‌گريپ (Vari-Grip) مي‌باشد. كه وسيله‌اي فوق‌العاده براي پرورش و تقويت عضلات انگشتان، مچ و ساعد دست است.
وري گريپ بسيار ايمن بوده و به‌راحتي قدرت، استقامت، انعطاف‌پذيري و هماهنگي انگشتان را افزايش مي‌دهد. طراحي منحصر به‌فرد اين محصول باعث مي‌شود به‌راحتي بتوان از تمرينات سبك به سنگين و سخت رسيد و مكمل بسيار خوبي براي تمرينات نوازندگان است.
اين هم چند نمونه از تمرينات اين وسيله :