هر فردي در آن واحد ميتواند به سه طريق به موسيقي گوش دهد و از آن تاثير پذيرد:
الف: از طريق حس كردن
ب : از طريق وصف كردن
ج: از طريق درك كردن
.
الف - روش حسي :
الف - روش حسي :
آسان ترين راه استفاده از موسيقي طريق حسي است. در اين حالت فرد فقط به منظور تاثيري كه اصوات در او دارند به موسيقي گوش ميدهد . به بيان ديگر شخص اثر را بدون آنكه به نكات توصيفي ، فني و علمي آن توجه كند ، مي شنود.به عنوان مثال هنگام انجام كاري در محل زندگي يا كار به موسيقي گوش ميدهيم بدون اينكه فكر خود را بکار بريم و در لذتي كه شنيدن اصوت در ما بوجود مي آورند غرق شده ، حالتي خوش در خود احساس ميكنيم. اين حالت فقط در اثر تاثير مستقيم اصوات موزون و هماهنگ بر روي سلسله اعصاب فراهم ميآيد و يا يك سرباز در ميدان جنگ كه فقط موسيقي مارش در سلسله اعصاب او تاثير گذاره ، حالت حمله و جنگجوئي در وي ايجاد مي گردد بدون اينكه فكر كند منظور مصنف از تصنيف آن قطعه موسيقي چه بوده است.بنا براين قدم نخست براي درك بهتر موسيقي آن است كه طريق حسي را كه ابتدائي ترين روش گوش دادن است به طور جدي تري همراه با تمرين و مطالعه بيشتر عمل نمائيم.
.
ب - روش وصفي :
ب - روش وصفي :
مرحله بعد براي شنيدن موسيقي ، روش توصيقي آن است اين حالت در واقع روش حسي است كه تفكر بعد از شنيدن را به همراه دارد. بسياري به اجبار براي آثار موسيقي معاني و الفاظ و توجيهاتي عجيب به كار ميبرند . چرا كه موسيقي ميتواند حالاتي مانند آرامش و صفا ، نعمت و فراواني ، تاسف ، تحير ، ندامت و پشيماني ، خشم ، پيروزي و ..... را توسط تكنيكهاي متفاوت ايجاد نمايد . به بيان ديگر حقيقتي را كه در هيچ يك از زبانهاي رايج نميتوان كلامي در توصيف آن بكار برد ميتوان توسط موسيقي به وصف كشاند و در واقع: " آنجا كه سخن از گفتن باز مي ماند موسيقي با تمام جلال و شكوهش آغاز ميگردد....."از اين رو گفته ميشود قطعات موسيقي را كه داراي موارد توصيقي زيادي هستند بايد بارها شنيد تا بتوان به توصيفات مصنف كاملا واقف شد. بنابر اين لازم است انسان شاهكارهاي موسيقي را بارها بشنود تا به مفاهيم آن بهتر پي برد و توصيفات را بهتر در ك نمايد . لازم به تذكر است كه در هر بار شنيدن يك موسيقي با مرتبه قبل و بعد يكسان نباشد چون احساس انسان در زمان شنيدن موسيقي بر چگوني برداشت او تاثير بسيار دارد. يعني تاثيري كه مثلا از شنيدن يك آهنگ در ما به صورت توليد نيرو و قدرت ظاهر ميشود ربطي به كثرت نوازندگان و يا چگونگي حالت نوازندگان ندارد. بلكه اين كيفيت بستگي به خود لحن آهنگ(ملودي) ، وزن(ريتم) ، رنگ آميزي(اركستراسيون) و هماهنگي (هارموني) آن دارد و اين مشابه آن قدرت و نيرويي است كه در اثر خواندن يك شعر حماسي و پهلواني مانند اشعار فردوسي در انسان ايجاد ميشود.بنابراين احساساتي مانند اندوه ، درد، سپاس ، انتظار و ...... از طريق گوش دادن وصفي به موسيقي در انسان القا ميگردد.
.
ج -از طريق دركي :
در اين روش علاوه بر شنيدن و احساس ميتوان گفت فلسفه و منطق نيز وارد ميشوند علاوه بر نغماتي كه در اثر تركيب اصوات و الحان به ما دست مي دهد و احساساتي كه در اثر وصفي بودن موسيقي در ما ايجاد ميشود. خود موسيقي يعني چگونگي به كار بردن اصوات ، اصول فني و مهارت ابداع كننده فلسفه استفاده درست از موسيقي اگر مورد توجه قرار گيرد . جذابيت موسيقي صد چندان ميشود. نخستين قسمتي كه هنگام گوش دادن به نواي موسيقي جلب توجه ميكند لحن يا ملودي آن است . با دقت بيشتري ضرب يا ريتم ابراز وجود خواهد كرد خصوصا اگر ريتم آهنگ مهيج باشد زود تر به آن پي خواهيم برد . و در آخر هم آهنگي اصوات يا هارموني و ساير روشهاي رنگ آميزي از قبیل ترکیب سازها، بسط الحان یا ملودی ها و غیره که مهمترین قسمتهای موسیقی علمی هستند جلب نظر خواهد کرد.در ضمن باید یاد آوری گردد که هنگام شنیدن یک آهنگ هرگز طرق گفته شده را به شکل جداگانه به کار نمی بریم این اعمال به طور غیر ارادی و غریزی انجام میگیرد و ما همواره از مجموعه ای شامل سه مورد گفته شده استفاده میکنیم . هر فردی میتواند براحتی از موارد اول و دوم استفاده کند ولی روش سوم را باید حتما اکتساب کنند و از علوم و فنون مربوطه بهره گیرند.بعنوان مثال میتوان گفت در یک ساختمان که بسیار زیبا ساخته شده از وسائل و ابزار و علم بسیاری استفاده شده و شکل ساختمان و کار بردش تقریبا بر همه معلوم است ولی اگر انسان از دانش و زحمات مهندس و معمار سازنده آن ساختمان اطلاع داشته باشد پر وااضح است که بیشتر لذت میبرد و قدر ساختمان را بیش از پیش ارج می نهد.مسلما برای درک بهتر موسیقی تنها چیزی که میتوان جهت هدایت و راهنمائی علاقه مندان و هنر جویان پیشنهاد نمود . این است که با اصول و ارکان ، ترکیبات ، رنگ آمیزی و دیگر عناصر مربوطه آشنا تر گردند تا از این رهگذر واقعا به ارزش موسیقی پی برده ، بر مراتب اشتیاق بیفزایند.
1 نظرات:
گمون کنم همه ما در وهله اول و یا دست گم در لحظات اولیه شنیدن اصوات موسیقی، اون رو حسی گوش میدیم
فارغ از توصیف و تعقل و غیره
موسیقی اوج آزادیه
برای من که این طور بوده
ارسال يک نظر